آقا ترا به حرمت مولا یمان علی آقا ترا به حرمت زهرا ظهور کن

آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه برگرد و شهر را پر امواج نور کن . . .


جمعه یعنى یک غزل دلواپسى  / جمعه یعنى گریه هاى بى کسى

جمعه یعنى روح سبز انتظار  / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار


آقا چقدر ضجه زنیم دعا کنیم /  یا باز گرد یا دل ما را صبور کن

روزی اگر که آمدی و عاشقت نبود / یک فاتحه نوازش اهل قبور کن . . .


ای روشنی دیده ی مجنون تو کجایی؟ / وقت است کز این هاله ی غیبت به در آیی

این پرده ی هجران و فراق را برافکن / بر سنگ بزن شیشه ی عمر این جدایی . . .


گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند / گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت / گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم . . .


ای گل نرگس نگاهت آبی است  / جمکران با نام تو مهتابی است

ای گل نرگس هلا صاحب زمان / از فراقت از فراقت الامان . . .


خبر آمد ، خبری در راه است / سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید ، شاید / پرده از چهره گشاید ، شاید . . .


یک شب اگر خواب من آئی چه می شود / یـکبــار اگـر رخـت بنـمــائی چه می شود

جــز حســرت نــگاه تـــو نبـــود مــرا بــدل / یکشب اگر بخـواب من آئی چه می شود


دل گشته بی قرارتو یا صاحب الزمان / سخت است انتظار تو یا صاحب الزمان

عمری ست درمسیرنگاهت نشسته اند  / عشاق جان نثارتو یا صاحب الزمان . . .


يا صاحب الزمان ادركنى